X
تبلیغات
❤خدایا عاشــــــــــــــــــقتم❤

❤خدایا عاشــــــــــــــــــقتم❤

خوش اومدی

بازگشت


پس از مدت ها برگشتم

اونقدری نبودم که عکسای آپلود کرده ام  از سرور آپلود عکس حذف شدن

نمیدونم دوستای قبلی بازم میان یا نه

ولی فکر نکنم برگردن

:(

+ نوشته شده در ساعت 22:49 توسط پیمان |

یاد خدا

˙·•●خدآیــــــآ...!●•·˙

˙·•●هـــَـــر روز کـــمــــے اَنــــدوه بــَـرآیـــَم بــــفـــرωــــــت....(!)●•·˙

˙·•●زیـــرا در اندوه اωـــــــت کــــہ تـــــــو یـــآد مـــیــشـــوے●•·˙

˙·•●و در خـوشـے از یــــآد مـــیـــروے(!) ●•·˙

+ نوشته شده در ساعت 23:50 توسط پیمان |

راهیان کوی عشق


سلام

من اومدم

سفر بدی نبود

ولی خب افتادیم به ناشی گری سرپرست مون و ...

حالا پرچممون رو یه نگاه بندازین


شب اولی که رسیدیم
شب خاطره ای داشتیم با
سردار نوعی اقدم
در پادگان شهید مهدی باکری
محل اسکانمون در دزفول

اینا هم یه تعداد عکس از مناطق جنگی




+ نوشته شده در ساعت 17:33 توسط پیمان |

سال نو مبارک

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...

+ نوشته شده در ساعت 0:43 توسط پیمان |

سرزمین نور



 
بَـ ـعـ ـد اَز یـ ـهـ ـ هـَ ـفـ ـتـ ـهـ ـ بَـ ـرمـ ـیـ ـگـ َـردَم.بـ ـآبـ ـآی

+ نوشته شده در ساعت 23:44 توسط پیمان |

همه هست آرزويم...!

همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟

به كسي جمال خود را ننموده‏يي و بينم
همه جا به هر زباني، بود از تو گفت و گويي

غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويي

به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم
شده‏ام ز ناله، نالي، شده‏ام ز مويه، مويي
همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگي
من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي

چه شود كه راه يابد سوي آب، تشنه كامي؟
چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجويي؟
شود اين كه از ترحّم، دمي اي سحاب رحمت

من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويي؟

بشكست اگر دل من، به فداي چشم مستت

سر خُمّ مي سلامت، شكند اگر سبويي
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويي

نه به باغ ره دهندم، كه گلي به كام بويم
نه دماغ اين كه از گل شنوم به كام، بويي
ز چه شيخ پاكدامن، سوي مسجدم بخواند؟

رخ شيخ و سجده‏گاهي، سر ما و خاك كويي
بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمي
بنموده مو سپيدم، صنم سپيدرويي

نظري به سويِ (رضوانيِ) دردمند مسكين
كه به جز درت، اميدش نبود به هيچ سويي

(فصیح الزمان شیرازی)

دوستان جمعه ی دیگری رسید

بیایید دعا کنیم برای ظهور آقایمان مهدی (عج)

اَلِهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در ساعت 18:1 توسط پیمان |